|
طرح تحول اقتصادی و نئولیبرالیزاسیون؛ راهِ «توسعه» از مسیرِ «فلاکت» نمیگذرد
اشاره: «طرح تحول اقتصادی»،«هدفمندسازی یارانه ها»، «اصلاح الگوی مصرف» و عناوینی از این دست که در چند سال اخیر به کرّات از آنها در روزنامه ها و میزگردها و برنامههای تلویزیونی صحبت رفته است، عاقبت به تصویب مجلس رسید. نگاهی به تجاربِ دو دههیِ اخیرِ دیگر کشور هایی که این سیاستها را تحت عناوین دیگر انجام دادهاند، و حاصلی که اجرای این سیاستها در آن کشورها داشتهاست، در ارائه چشم انداری که در آستانه آن هستیم سودمند خواهدبود. این مقاله سعی دارد ضمن بررسیِ اجمالی این تجارب و دست آوردِ اجرای این سیاستها در مناطق دیگر جهان، به اقتصاد سیاسیِ دولت متولیِ اجرایِ این سیاستها نیز بپردازد. در اینجا جا دارد از زحمات خانم دکتر اکرم پدرام نیا* که زحمتِ ویراستاری این مقاله را کشیدند، تقدیر و تشکّر کنم. ***************** من نمیدونم بعد از مرگ آزادی به چه دردم میخوره، من نمیتونم شیکمِ امروزَمو با نونِ فردا پر کنم.(1) * درج شده در سایت تحلیل البرز و پایگاه انسان شناسی و فرهنگ ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در دوشنبه چهارم آبان 1388 سفری به سایت ها، نظری بر نظرها و اظهار نظری!
پس از انتشار مقاله "راهِ توسعه از فلاکت نمی گذرد" ، آقا یا خانم"ح.مهدی پور" نقدی بر این مقاله نوشته اند که در سایت مجله هفته منتشر شده است. قضاوت درباره این "نقد" را به خوانندگان واگذار می کنم. سفر اول ، سفر به سرزمین سر تیترها؛ راه «توسعه» از مسیر «فلاکت» نمی گذرد! ح. مهدی پور این ادعای مطلقا باطل در بسیاری از سایت ها درج شده است.
ظاهرا اعتراضی نیست.
ظاهرا همه قبول دارند که راه توسعه از فلاکت نمی گذرد.
شاید ـ اصلا ـ کسی بدان نیندیشیده است.
مگر کسی به هزاران بیت مطلقا غلط می اندیشد، وقتی که میلیون ها بار بر زبان می راند و یا می شنود و یا می خواند. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در دوشنبه چهارم آبان 1388 سخنی دربارهی ترجمهی فارسی کتاب "پندار خدا"
امروز بهدلیل پیشرفت روزافزون فنآوری و دگرگونی بزرگ در عرصهی رسانهها مردم میتوانند با استفاده از این شیوههای نو در روشنگری دیگران نقش موثری ایفا کنند و مخاطبهای خود را راحتتر بیابند. چندی پیش در حین گشتوگذار در این دنیای مجازی نگاهم به ترجمهی کتاب "The God Delusion" اثر ریچارد داوکینز افتاد و بیشک شگفتزده شدم. هر کس، به هر دلیلی، در زندگیاش مجبور شده مطلبی را هرچند کوتاه ترجمه کند، خوب میداند که برگرداندن موضوعی از زبانی با ساختار و زمینهی فرهنگی بسیار متفاوت به زبان دیگر کار آسانی نیست، حال چه رسد به آنکه بخواهیم کتابهای چند صد صفحهای چون "The God Delusion" را که به "پندار خدا" ترجمه شده است، برگردانیم. بهراحتی قامت را خمیده میکند و گرد پیری بر سروصورت آدمی میپاشد. با اینهمه، انسانهای بزرگی یافت میشوند که برای روشنگری نوع بشر تن به این آسیاب استخوان خردکن میدهند و بیهیچ چشمداشتی عمری را در این راه سپری میکنند و، با پایداری، سدهایی را که بر سر راه رساندن چنین اثری به دست خواننده وجود دارد، میشکنند و گاه حتا نام و نشانشان بر همه پوشیده میماند. من بر این باورم که چنین کارهایی باید از حمایت عمومی برخوردار شوند. باید خوانده شوند و برای بیشتر خوانده شدن به هر شکلی شناسانده شوند. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در یکشنبه سوم آبان 1388 معرفی کتاب
بهراستی چرا بسیاری از ما کتابی برای خواندن نمییابیم یا به عبارت دیگر، چرا از خواندن میگریزیم؟ چرا هیچ کتابی ما را به سمت خود نمیکشد؟ چرا بارها یا با تشویق این و آن یا حتا با اشتیاق کتابی را برداشته، ورق زده، چند صفحهاش را خواندهایم، اما هیچ انگیزهای برای ادامه نیافته و آن را برای همیشه کنار گذاشتهایم؟ چرا تاکنون نتوانستهایم یک کتاب را دستکم تا نیمه بخوانیم، گرچه بارها سعی کردهایم؟ واقعا از میان اینهمه کتابهای نوشته شده هیچکدام جذبهای برای خواندن ندارند؟ معلوم است که کتابهای خوب زیادی هستند که بتوانند توجه و علاقهی ما را جلب کنند، پس بهراستی مشکل در کجاست؟ و اگر در کتابها نیست و در خود ما است، برای رفع این مشکل چه باید کرد؟ منبع: وبلاگ نویسنده |+| نوشته شده توسط کوخ در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 جهانی شدن تجارت سکس
«به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم» ریچارد پولین/ برگردان: ب. کیوان مقدمه اکثریت بسیار بزرگ تحلیلهای جهانی شدن سرمایهداری معاصر جنبة سیارهای صنعت تجارت سکس را در نظر نمیگیرد (۱). این بخش از اقتصاد جهانی در توسعة کامل که از جابجایی بسیار مهم جمعیت بوجود میآید و سودها و درآمدهای باورنکردنی پدید میآورد، ویژگیهای اساسی و بی سابقة مرحلة جدید اقتصاد سرمایهداری را به نمایش میگذارد. رشد برق آسای آن بطور جدی حقوق اساسی بشر، به ویژه حقوق زنان و کودکان را که به کالاهای سکسی تبدیل شدهاند، زیر سئوال برده است. دینامیک کار چنین است که سازمانهای بینالمللی از ۱۹۹۵، پس از تحلیل و گفتمانی که افشاگر بدترین نتیجههای جهانی شدن بازار سکس است، موضعهایی را پذیرفتند که به آزادسازی روسپی گری و بازارهای سکس گرایش دارد. در حقیقت، آنچه سازمان جهانی تجارت (OMC) به نفع جهانی شدن نولیبرالی از آن دفاع میکند، اکنون جای ارگانهای گوناگون اروپایی و بینالمللی، از جمله سازمان ملل متحد را، در قلمرو بهره برداری جنسی از زنان و کودکان گرفته است. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 صداي فريدون ، خسته تر از هميشه....
صداي زخمي فريدون را خسته تر از هميشه ، خسته تر از آن زمان كه در كافه فيروزه با فرهاد بود در كار شاملو وگلسرخي و …، در كافه اي در جزيره كيش شنيديم . صدايي كه يادآور رنجهاي گذشتگان بود. صدايي گرم و شفاف. آوازي كه واقعاً از روي احساس به نوا در مي آمد، گويي كه در عين خواندن سروده مي شد. صداي بغض آلودی كه گاهي صداي هق هق گريه خفه شده را مي توان در آن حس كرد، صداي كسي جز فروغي نمي توانست باشد. ملوديهاي بسيار رسا كه با ما حرف مي زنند و گاه گداري به سوزناكي صداي آواز خوان متمايل مي شود و پنجه در خاطرات و آرزوهاي ما مي اندازد و ترانه هايي ساده كه براي هر كسي نمودي در دنياي خارج مي يابد. * چاپ شده در ماهنامه هنر موسیقی (شماره ۱۰۳) و خبرنامه گویا ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 تحلیلی بر مراسم سوگواری مردم جنوب ایران
بهمن همتی زاده هـمه ی ما با مـراسـم سوگـواری مـرد م جـنـوب ایـران کـما بیش آشنا هستیم. توضـیح چـنـدانی در مورد نحـوه ی اجـرای آن نداریم. ظاهـرا" می بینیم که عـده ای عاشق و دلـسوخته، سنـج و دمام به دست، ریتم یکنواختی را می نـوازند، و هـر به چندی آن که وظیفه ی نواختن بوق را بر عهده دارد، در آن می دمد. می بیـنیم که گــروه عــزاداران، دوایــر کوچـک و بـزرگی تشکـیل داده و با حـرکات مـوزون، دایـره ها را به دوران در می آورند. اینکه وسایلی از قبیل سنج و دمام و بوق چگونه وارد بنادر جنوبی ایران شده، شرح دیگری دارد. مواردی که قراراست به تحلیل مختصر آن پرداخته شود، چنبه ی کیفی، اعتقادی و ریشه ی فلسفی آن است . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در جمعه دهم مهر 1388 اگر كوسه ها آدم بودند
دختر كوچولوی صاحبخانه از آقاي " كي" پرسيد: اگر كوسه ها آدم بودند، با ماهي هاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟ آقای كي گفت : البته! اگر كوسه ها آدم بودند، توی دريا براي ماهيها جعبه های محكمي ميساختند، همه جور خوراكي توی آن ميگذاشتند، مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد. هوای بهداشت ماهی های كوچولو را هم داشتند. برای آنكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد، گاهگاه مهماني های بزرگ بر پا ميكردند، چون كه گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است ! ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در چهارشنبه هشتم مهر 1388 چه کشکی، چه پشمی...!
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در یکشنبه پنجم مهر 1388 مهر و مهرگان
مهرگان يكي از مراسمي كه در ايران منسوب به مهر مي باشد آيين جشن مهرگان است كه پس از اسلام نيز رونق فراوان داشته است .گرچه به آيينهاي نوروزومهرگان ،كه اولي از بزرگترين اعياد سنتي ودومي عيد ومراسمي بسيار مهم بوده است، در كتاب اوستا ،اشاره نشده است ولي اين دومراسم سنتي به گونه بسيار مهمي در فرهنگ ايران پيش وپس از اسلام –به ويژه نوروز – جاافتاده است ودكتر مهرداد بهار نوروزراجشني پيش از زرتشتي ومنسوب به بوميان ايران وپيش از ورود آريايي ها به اين سرزمين مي داند . *چاپ شده در هفته نامه تندر و نشریه اینترنتی فرهنگ توسعه ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در پنجشنبه دوم مهر 1388 مجموعه هفت شعر از ویکتور خارا
آنچه در پی می آید مجموعه هفت شعر از ترانه های «ویکتور خارا»، خواننده، نوازنده، ترانه سرا و آهنگساز شیلیایی، می باشد که توسط آقای «مهرداد» در فروردین 1360 به فارسی برگردان شده و به لطف ایشان برای اولین بار در«کوخ» منتشر می شود. 1-به یاد می آرمت آماندا (1968) این ترانه، که بیان عشق یک زوج کارگر در زمینه ای از مبارزات خشونت آمیز گریز ناپذیر است، قبل از پیروزی انتخاباتی جنبش خلق در شیلی و امید به راهی صلح آمیز برای تغییرات اساسی تصنیف شده بود و دربرگیرنده خاطراتی از زندگی خودِ ویکتور خارا ست. مادر او آماندا نام داشت و پدرش مانوئل. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در چهارشنبه یکم مهر 1388 معرفی کتاب
«ادبیات، عشق و تمنا و رابطه جنسی را عرصه ای برای آفرینش هنری کرده است. در غیاب ادبیات اروتیسم وجود نمی داشت. عشق و لذت و سرخوشی بی مایه می شد و از ظرافت و ژرفا و و از آن گرمی و شوری که حاصل خیالپردازی ادبی است بی بهره می ماند. براستی گزاف نیست اگر بگوییم آن زوجی که آثار گارسیلاسو، پتراک، گونگو را یا بودلر را خوانده اند، در قیاس با آدمهای بی سوادی که سریالهای بی مایه تلویزیونی آنان را بدل به موجوداتی ابله کرده، قدر لذت را بیشتر می دانند و بیشتر لذت می برند. در دنیای بی سواد و بی بهره از ادبیات ، عشق و تمنا چیزی متفاوت با آنچه مایه ارضای حیوانات می شود نخواهد بود، و هرگز نمی تواند از حد ارضای بدوی فراتر برود.» * چرا ادبیات/ ماریا بارگاس یوسا/ ترجمه عبدالله کوثری/ نشر لوح فکر/ چاپ اول ۱۳۸۴
|+| نوشته شده توسط کوخ در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 شازده کوچولو
هیچ وقت نمی پرسند: «آهنگ صداش چطور است؟ چه بازی هایی را بیشتر دوست دارد؟ پروانه جمع می کند یا نه؟». می پرسند: «چند سالش است، چند تا برادر دارد؟ وزنش چقدر است؟ پدرش چقدر حقوق می گیرد؟» و تازه بعد از این سؤالها است که خیال می کندد طرف را شناخته اند. اگر به آدم بزرگها بگویید یک خانه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلوِ پنجره هاش غرقِ شمعدانی و بامش پر از کبوتر بود محال است بتوانند مجسمش کنند. باید حتماً به شان گفت یک خانه صد ملیون تومنی دیدم تا صداشان بلند شود که :- وای چه قشنگ! یا مثلاً اگر به شان بگویید: «دلیل وجود شهریار کوچولو این است که تو دل برو است و می خندد و دلش یک بره می خواست و بره خواستن، خودش بهترین دلیل وجود داشتنِ هرکسی است» شانه بالا می اندازند و باتان عین بچه ها رفتار می کنند! اما اگر به شان بگویید «سیاره یی که ازش آمده بود اخترک ب 612 است» بی معطلی قبول می کنند و دیگر هزار جور چیز ازتان نمی پرسند. این جوری اند دیگر. نباید ازشان دلخور شد. بچه ها باید نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند. اما البته ما ها که مفهوم حقیقی زندگی را درک می کنیم می خندیم به ریش هر چه عدد و رقم است! * شازده کوچولو، آنتوان سنت اگزوپه ری، ترجمه احمد شاملو |+| نوشته شده توسط کوخ در دوشنبه سی ام شهریور 1388 |
پیوندهای انگلیسی
Information Clearing House
World Socialist Web Site If Americans Knew Counter Currents New Left Review Common Dreams Democracy Now! Opendemocracy Global Research Monthly Review Counterpunch Google News Payvand Antiwar MRzine Znet آمار
لوگوي نشريات
|


دکتراکرم پدرام نیا



چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد.
مهر نخستين ايزد مينوي است كه پيش از دميدن ‹‹خورشيد جاودانه تيز اسب›› آراسته به زيورهاي زرين از فراز كوه زيباي البرز ،جايي كه اهورامزدا آرامگه او را بر فراز آن برپا كرده است سر بر مي آورد وازآنجا بر همه خانمانها از شش سو مي نگرد وپس از فرو شدن خورشيد به فراخناي زمين پا مي نهد وهر دو سوي اين سرزمين پهناور گو ي سان دور كرانه دور كرانه را پيموده وآنچه را در ميان زمين وآسمان است مي نگرد .
به خاطر آدم بزرگهاست که من این جزییات را در بابِ اخترک ب-612 نقل می کنم یا شماره اش را می گویم چون که آنها عاشق عدد و رقم اند. وقتی با آنها از یک دوست تازه تان حرف بزنید هیچ وقت ازتان درباره ی چیزهای اساسی اش سؤال نمی کند که. 
